يسنا جانيسنا جان، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 21 روز سن داره
پارسا خانپارسا خان، تا این لحظه: 8 سال و 7 ماه و 19 روز سن داره

روزهای بی تکرار داشتن یک فرشته ناز

مریضی

سلام عزیز مامان ... سلام نفسم ... نمی خواستم این پست و برات بزارم ولی چون دلم گرفته بود تصمیم گرفتم دوباره برات این مطلبو بنویسم .. قرار بود امروز  عصر بریم یزد آخه فردا عروسی دختر عمه من بود . دیروز هم همه کارآمو کردم و شب که از خونه مامانی اینا اومدیم ، بردمت     حمام . شب ساعت 4 بود که دیدم داری تو تب می سوزی اینقدری که سینک ظرفشویی آب کردم و یخ هم انداختم توش و نشوندمت کنار سینک و پاهاتو کردم تو آب ... الی بمیرم برات که حتی  تو مریضیت هم خوش اخلاقی ... خلاصه تا ساعت 7 بیدار بودیم و بعد خابیدی.. دوباره ساعت 10 دیدم بدنت داغ شده دوباره استامینوفن بهت دادم ... از    خواب هم که ...
22 شهريور 1395

21 ماهگی دردونه خانوم

سلام عشقم عمرم نفسم همه کسم ... سلام نازنین من ...  21 ماهگی مبارک فرشته کوچولوی من ...    این ماه اتفاق جدیدی که افتاد ازدواج مجدد باباجی بود ... گرچه خیلی خیلی جای مامان جون خالیه و هیچ کس نمی تونه     جای اونو پر کنه، ولی تو این 1 سال فوت مامان جون باباجی خیلی تنهایی کشید، گرچه ما خیلی سعی کردیم تنهاش نزاریم     ولی خب هیچ کس نمی تونست مثل یه همسر براش باشه و این شد که باباجی مجدد ازدواج کرد و در نتیجه شما صاحب  یه عمو و عمه جدید شدی  و خیلی قشنگ اسم این عمه و عمو ی جدید و میگی : مهیار ؛ شپیکا (شکیبا  )   این روزا به قدری شیرین و دلبر...
19 شهريور 1395
1